محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

439

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

گويند : نامش در كتاب‌هاى باستانى بلخ تابناك بوده است « 1 » .

--> ( 1 ) دخويه در پانوشت ص 302 چ ع ، معرفى بلخ وچهار روستاى آن را ، از روى نسخه‌هاى ديگر نيز آورده است ، فرق اين نسخه بدل با متن كتاب تا آنجا بود كه من نتوانستم مانند نسخه بدلهاى گذشته ، آن را درون ترجمهء متن بگنجانم . از اين روى ترجمهء آن را در زير مىآورم : بلخ قصبه‌ايست دلگشا ، پرنعمت خوب ، بهشت خراسان وهمانند شهر « تاهرت » و « دمشق » است ، جويها در كوچه‌هايش روان ، باغ ودرختان همه جا را پوشانيده است . مردمش به دانش وارجمندى زبان زد هستند . انبار فقه ، پايگاه مردانگى ، مركز گذشت ، كان نعمت ، جاى مهربانى است . بازارهايش زيبا ، ميوه‌هايش شگفت‌آور ، كالاها ارزان ، آبها سبك مىباشند . پيرانش بزرگوار وسرورانش پيشگامند . متناقضات بسيار وبازرگانى سود آور ودارائى فراوان دارد . در سرزمينهاى عجمان مانند جامع ايشان وجود ندارد ، شهرشان در خاوران بىمانند است ، تجارتگاه « سند » وفخر آور آن سوى است . ولى از جاده به دور افتاده راهش دشوار وملال آور وآشوبهايش وحشت‌زا است در آنجا گناهان آشكار است در بزرگى همگام بخارا ، ولى خانه‌هايش همانند خانه‌هاى دندانكان بزرگ‌اند . دامن ديوارهايشان را با گچ سفيد كرده‌اند . جامع در ميان بازار است ، با پلكانى استوار به آن پائين مىروند كه مرفه وزيبا ودامن ديوارهايش با چوب تراشيده ، پوشانده شده است . شهر در زمينى به فاصلهء نيم مرحله از كوه است . شهركى آباد دارد كه جامع در آنجا است . در بيرون آن نيز ربضى آباد است با هفت دروازه : در نوبهار ، در رحبه ، در آهنين ، در هندوان ، در يهودان ، در شست [ بند ] ، در يحيى . نهرى بزرگ دارد ، ودو را دور شهرك خندقى هست وهمهء ساختمانها از گل مىباشند .